.:: Monday, December 30 ::.


اول بگم این عکس امروز چیه گیج نشین!!! یه شاهکار جدید سبک انحصاری خودمه!!! به یه نفر (یه نفر!!!!!) یه نمونه از کارهام رو نشون دادم، گفت چه جوری کشیدی!؟ گفتم اینجوری! سر و تهش شد 5 دقیقه! راستش من نمی دونم چیه! خودتون یه جوری تفسیرش کنید!

آدم می مونه بگه ای ول!!! یا ...
به قول یکی از برو بچه های کلاه سیاه اوضاع مشکوکه! این مش قاسم فکر می کنین کیه!؟ چه جور آدمیه!؟
من بگم!؟ چند تا حالت داره!
یا کار منه!؟؟؟ نه آقا جان نیست به خدا!!! ما از پارسال تا حالا تقریبا بی کلاه شدیم!!! یعنی اصلا از اولشم کلاه دار نبودیم! یعنی خیلی کلاه دار نبودیم! یعنی اگه بود خیلی سیاه نبود! یعنی اگه بود زیاد ... !!!! حالا جدی جدی نندازین گردن من!!!
یا ...!!! از این یکی حالتش مو رو تنم سیخ می شه!!! بی خیال ...!!!
یا به کارمند شاکیه! خیلی ها اینجوری فکر می کنند! اگه اینجوری باشه که حله! اگه یه کمکی چشاشو توی شرکت باز می کرده هر چی می خواسته رو گیر می آورده! در این صورت هنر نکرده!! خیلی هم کار بی مزه ای کرده و ...
یا یه آدم باحاله که ...!!! جون من بر و بچه هایی که حالشونو مشتی گرفته از دستم ناراحت نشن! یه کم درکش سخته چرا بهش می کم باحال!!! ولی لازم بود یه همچین کاری!!!
بابا جان! هر چی بقال و ... اومده شرکت کامپیوتری زده و ... !!! حالا گیریم چند تا مهندس!!! من می دونم 99% این مهندس ها چقدر بارشونه! همون بگیم بقال بهتره!!! آخه بابا جون، وقتی می خوای همچین کاری بکنی و امانت مردم رو بگیری دستت باید حداقل یه آدمی که سرش به تنش بیارزه رو بکشونی تو کار!!! اگه سوادشم نداری برو غاز بچرون! بی خیال کامپیوتر و کامپیوتر بازی!!!
اینکه کدوم یکی از حالات بالا درسته رو می شه فهمید!!! حس کنجکاویم شپلق شده که ...
اما
فرقی هم مگه می کنه!!! کاریه که شده! و با وجود اینکه لازم بود، تقریبا کار بی فایده ای هم بود!!! رفتن شکایت کردن!!! چه باحال! معلوم نیست کاربرها باید شکایت کنن از سرویس اون ها یا اون ها از مشتی!!! (بی سوادی که گناه نیست! ولی سواد داشتن و به رخ بی سواد ها کشیدن چرا!!!) این جماعت که من می بینم عمرا درست شدنی نیستند! 100 بار دیگه هم اینجوری حالشونو بگیرن دوزاریشون نمی افته چی به چیه! از سو کردن هم که تو این مملکت خبری نیست! سرویس پرید! خوب پریده! ملت سرکارن! خوب باشن! سرویس ایراد فنی داره!!!!!! کی به کیه!!
یه قضیه تعریف کنم یه کم کامپیوتریه! نگرفتین چی چی شد از حالا ببخشید!
یه ادمین رو می شناختم (که البته کلی هم پزش بالا بود) که حتی نمی دونست Sniff چیه!!! خدا می دونه بقه چه حالی می کردن با این قضیه! (ایضا عالیجناب و رفقا!!!) تا اینکه نمی دونم از کجا فهمید!!! می دونین بعدش چی کار کرد!؟؟؟ از صبح تا شب می نشست حرف و نامه های دخترها و خانم ها رو می خوند!!! بگین ای ول ... !!!
حالا من می گم بقال شما بگین نه! (بیچچاره بقال ها) بابا این ملت الفبای امنیت و شبکه رو هم بلد نیستن که هیچ، یه ریزه احساس مسولیت هم ندارن!!! بی سواد ترها شون بعضی وقت ها بهترن!!!
یه مغازه سر کوچه ما بود! مرغ فروشی!!! یادمه همیشه یه دوتا از این ظرف های گنده پر از آب دم در مغازه داشت که مرغ هاشو می ذاشت توش آب بکشن! حالا همون صاحب مغازه داره خدمات کامپوتری می ده!! باحاله نه؟!؟! این آقا خیلی باحاله! کارش هم درست درسته! اصلا ساختنش که ادمین بشه! شرکت های عزیز هر کی یه ادمین می خواد بگه من معرفیش کنم! راست کار خودتونه!!!!!
اما حالا مش قاسم جون!!! این بر و بچه های باحال بلاگستان رو بی خیال شو!!! اون cc الکی رو که برنده های مسابقه الکیش هم ازش شاکین رو به جاش بچسب و بچزون دیگه مسابقه فرمایشی راه نندازن!!! و ... !!!
نمی دونم چرا چله زمستونی فکر توتفرنگی با خامه زده به سرم!!! شما می دونین چرا!؟؟؟

13:17

نظرات شما:

Post a Comment

بازگشت >>