.:: Saturday, December 7 ::.

این روزها نوشتنم نمی آد!!! راستش اونقدر می نویسم که دیگه به بلاگ که می رسه نوشتنم بند میاد! تازه کشفیدم که چه قدر رابطه ویدیو با قلم، شهر های بزرگ با فرهنگ، رقابت با پیشرفت، آنالیز فرهنگ و جوانان و ... رو خوب می دونم!!! مسخره ست نه!؟؟؟ بعد به عمری فرار کردن از انشاء نویسی افتادم به انشاء نوشتن در این موارد!!! اون هم به انگلیسی!!!

بی خیال!!!

اون روزها خیلی در گیر جمع و جور کردنم! هم فکری هم فیزیکی. این رفتن ممکنه برگشتی به این زودیا نداشته باشه! رئیس گروهمون (بهتره بگم رئیس گروه سابق!) که واقعا برام مث بک برادر بزرگه و حق استادی به گردنم داره يه حرف قشنگ در مورد تفاوت این سر دنیا و اون سر دنیا می زنه، می گه

 Here you are someone in nowhere, there you are no one in somewhere

راستش نگرانم از این که کسی بودنم رو هم از دست بدم تو جایی که نمی دونم برای من يه جایی هست یا نه!!!؟؟

 

Nowhere man (John Lennon, The Beatles)
 

He’s a real nowhere man,
Sitting in his nowhere land,
Making all his nowhere plans for nobody.
 

Doesn’t have a point of view,
Knows not where he’s going to,
Isn’t he a bit like you and me?
 

Nowhere man
Please listen,
You don’t know what you’re missing,
Nowhere man
The world is at your command,
He’s blind as he can be,
Just sees what he wants to see,
Nowhere man can you see me at all
 

Doesn’t have a point of view,
Knows not where he’s going to,
Isn’t he a bit like you and me?

02:11

نظرات شما:

Post a Comment

بازگشت >>