.:: Thursday, January 2 ::.


یه رمان قشنگ فکر کنم از ایزاک آسیموف خیلی وقت پیش ها خوندم! شاید هم ولز بود! نصف داستان در مورد سیاره ای بود که موجوداتی در اون بودن که 3 گانه بودن و به صورت 3 تایی با هم زندگی و زاد و ولد می کردند. یک موجود منطقی و باهوش، یه موجود احساسی و کودن و یه موجود با حس مادرانه و کودن! به نظرم داستان رو خیلی مردونه نوشته بود. موجود منطقی حالت مردانه و دو موجود دیگه حالت های دخترانه و زنانه داشتن!
دیروز و امروز با دو تا از دوست هام صحبت کردم که متاسفانه جفتشون در آستانه طلاق هستند! و متاسفانه شاهد عقد یکی از اون ها هم بودم! سعی کردم بدون اینکه دخالتی تو زندگیشون کرده باشم، کمکی کنم و از خر شیطون بیارمشون پایین! اما ... ازدواج تو سن پایین و ...
روابط آدم ها چقدر پیچیدست! چقدر متفاوت فکر می کنن! خوبه که پایه یک خانواده 2 نفر بیشتر نیست! اگه 3 تا بود چی می شد!!
بابا همه رفیق رفقامون مشهور شدن الا من!!! (اینو گفتم شما کامنت بدین نه بابا خودت از همه کار درست تر و ... هستی) هومن جاوید رو می شناسین!؟ 2 3 تا آلبوم داده تو بازار! امشب تو تلوزیون تو برنامه مدیری یاسمن گولا ووی ووی می کرد!!! من و هومن تو دبستان و راهنمایی هم کلاسی بودیم. الان به 3 4 سالی می شه ندیدمش!
رضا هم رفت!! البته از لیمو ترش! امیدوارم هر جا هست خوش و موفق باشه! من که خیلی وقته ازش بی خبرم.
تو این طرح فکر کی کنین کی به کیه!؟

13:15

نظرات شما:

Post a Comment

بازگشت >>