.:: Wednesday, February 12 ::.

من عاشق بارونم! تهران که بودم بارون که می اومد دراز می کشیدم رو تخت و یه آهنگ توپ می ذاشتم و ...! چه کیفی میده!
اینجا دو برابر تهران! بوی گیاها هم بلند می شه، یه مه ملایم و درخت ها و گیاه هایی که رنگشون با چشمات بازی می کنه و صدای شر شرش که از هر آهنگی بعضی وقت ها قشنگ تره. دو روزه اینجا مدام بارون می آد و من هم دارم کیف می کنم. عجب بارونی! به قول اینحا یی ها Raining cats and dogs. هر کی تونست معادل فارسی شو بگه بره یه ماچ آبدار از بلاگ بقلی بگیره!!! :))
خلاصه همین!
البته کلی ماجرا داشتم این دو روزه!!! یه جراحی سر پایی و داستان های جانبیش! از من به شما نصیحت! اگه ورزش می کنین سبک کار کنین! هزار و یک درد و مرض هست که اگه یه کم بی دقتی کنین با ورزش سرتون می آد! یه بلایی 10 ماه پیش سر خودم آوردم که همون موقع هم خوب شد! اما نمی دونم چرا اینجا دوباره اومد سراغم! به هر صورت فعلا بهترم تا ببینم هفته دیگه آقا دکتر چی می گه! خدا کنه به جراحی درست حسابی نکشه! این هم داستان این دو روز که ساکت شده بودم! درد داشت خوب! صدام در نمی اومد!

16:47

نظرات شما:

Post a Comment

بازگشت >>