خیلی ساده‌ست!
.:: Sunday, January 16 ::.

نه چندان هم ساده نیست. بعضی آدما‌ها خیلی فرق دارن، بعضی آدم‌ها مویی ندارن که فرق داشته باشن.
ولی در مجموع جالبه! حتی اون‌هایی که مو هم ندارن با خودشون فرق دارن. ... چه جوری بگم متوجه بشین! فرض کنید مثلا من خیلی آدم قوی هستم، اما از مار می‌ترسم! ندیدین آدم اینجوری!؟؟؟؟ بابا این همه خانم از سوسک می‌ترسن با اون ...!! یکیش همین خواهر کوچیکهء من(خانم دکتر بعد از این!)! جسد تیکه پاره می‌کنه اما یه کم خون که می‌بینه رو دست آشنا (مثلا خودم رو که خیلی موجود عزیزی هستم می‌گم) دینگ دینگ دونگ ولو می‌شه و از حال می‌ره.
حالا شده حکایت ما! .... نه به کسی چه! اما دلم پره! بذار حرفمو بزنم. فرض کن یه غذا بپذن بذارن جلوت! یه بو بکنی دلت بره! بعد ته بوش یه تندی حس کنی! بعد بشینی ذل بزنی به غذا و هی به آشپز بگی ببین من دیونهء این غذایی که پختی هستما، اما می‌ترسم بخورم دهنم بسوزه. جناب آشپزم بیاد یه لقمه بذاره دهنت، بخوری به به و چه چه بکنی بعد دوباره بشنی ذل بزنی و دست به غدا نزنی و هی بگی من می‌ترسم بخورم! جناب آشپزم یه لقمهء دیگه دهنت بذاره! حالشو ببری و باز بشینی ذل بزنی و غر بزنی که من عاشق این غدایی که پختی هستم‌ها! اما می‌ترسم! و ....
شما جای آشپز باشین چی‌کار می‌کنین!؟؟؟
نه چندان هم ساده نیست!

18:29

نظرات شما:

Post a Comment

بازگشت >>